محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

217

خلاصة الحكمة ( فارسى )

امّا تشريح عضلِ رأس : چون براى سر ، حركات چندِ « خاصّه » و حركات چندِ « مشترك » است با پنج خرزه از خرزات عنق كه مىباشد به آن ، حركت منتظم از ميل نمودن سر با گردن با هم . و هر يك از آن دو حركت خاصه و مشتركه ، باقى باشد براى انتكاس و سر فرود آوردن و يا براى انعطاف و ميل به سوى خَلف نمودن و يا به سوى ميل به جانب يمين و يسار دادن . و گاه متولّد مىگردد از ميان هر دو حركت انقلاب بر حركت استداره . و امّا عضلهء منكّسهء رأس خاصّهء : دو عضله‌اند [ كه ] آمده‌اند از دو ناحيه ؛ جهت آن كه هر دو منشىاند از عقب هر دو گوش از بالاى عظام قصّ و زير آمده و بالا رفته‌اند ؛ مانند آن كه گويا بهم متّصل شده‌اند . و بسا هست كه گمان مىنمايند بعضى كه : آن هر دو سه عضله‌اند ؛ براى آن كه طرف يكى از آن هر دو منشعب گشته و دو سر از آن به هم رسيده [ و ] هرگاه كه حركت نمايد يكى از آن هر دو ، نگون مىگردد سر و ميل مىنمايد سر به سوى آن شق و به جانب آن . و اگر هر دو حركت نمايند با هم ، نگون مىگردد سر به طريق متساوى و اعتدال به سوى قُدّام . و امّا عضلهء منكّسه رأس و رَقَبه با هم به سوى قدّام : زوجى است كه موضوع است زير مرى و بر آمده است به سوى ناحيه فقره اوّل و ثانيه و التحام با هر دو يافته ؛ پس : اگر متشنّج گردد جزء آن كه به جانب مرى است ، نگون گردد سرِ تنها . و اگر ميل نمايد جزئى كه اتّصال يافته است به هر دو فقره ، نگون مىگردد رقبه .